تبليغاتX
dOnt LEAve mE


dOnt LEAve mE

به او بگوئید دوستش دارم

این رسم عاشقی نبود!
میپذیرم که اگر عشقت یک بازی بود این بازی را من باختم...
این رسمش نبود
تو در این بازی قلب را شکستی..
تو احساس را در وجودم کشتی,تو یک مجرمی جرم تو شکستن یک قلب بی گناه است...
میپذیرم که اسیر احساسات دروغین تو بودم...
میخواهم بیخیال باشم  نه نمیتوانم...
دلم میخواهد همه چیز را فراموش کنم خاطره های تو قلبم را میسوزاند...
در این جاده نفسگیر بر سر دوراهی ایستاده ام...
انگار راه دیگری جز سوختن نیست...
پس میسوزم با اینکه لیاقت مرا نداشتی...
اگر میسوزم گر نا امیدم به خاطر سادگی خودم است نه بخاطر تو...
اگر این روزها پریشانم اگر این لحظه ها گریانم به خاطر رفتن تو نیست بخاطر قلب بیگناهم است که چرا اینک در دام تنهایی گرفتار است...
این رسم عاشقی نبود غریبه ی امروز!
این رسمش نبود ای بی وفا تو کجا و من کجا؟
من قلبم را راضی میکنم که با تنهایی بسازد گر چه میدانم که دگر قلبی در سینه ام نمانده...

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 13:53 توسط .......aLonE boY......| |

در این باران می خواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم,سلام کنم,لبخند تو را در باران می خواستم,می خواهم تمام لغاتی را که می دانم برای تو به دریا بریزم,دوباره متولد شوم دنیا را ببینم رنگ کاج را ندانم نامم را فراموش کنم دوباره در آینه نگاه کنم ندانم پیراهن دارم کلمات دیروز را امروز نگویم خانه را برای تو آماده کنم,برای تو یک چمدان بخرم تو معنی سفر را از من بپرسی لغات تازه را از دریا صید کنم لغات را شستشو دهم آنقدر بمیرم تا..... زنده شوم ....."

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 13:52 توسط .......aLonE boY......| |

 

 مطمئن باش و برو

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

 و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

 به من و عشق پاکی که پر از یاد تو بود

 و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت

تا ابد مال تو بود

تو برو ، برو تا راحت تر

 تکه های دل خود را آرام

سر هم بند زنم

نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 16:53 توسط .......aLonE boY......| |


Design By : Night Skin