تبليغاتX
dOnt LEAve mE


dOnt LEAve mE

به او بگوئید دوستش دارم

کاش نمیرفت،همه راتنها گذاشت،ندای بامعرفت چراتنهایمان گذاشتی؟مگه آزادی نمی خواستی؟پس چراتنهاآزادشدی؟ندا،ندا،ندا...


آغاز ماجرا

خبرها می گویند: "ندا سلطان آقا ۲۷ ساله‌، دانشجوی فلسفه در جریان اعتراضات مردمی شنبه ۳۰ خرداد۱۳۸۸ در امیر آباد تهران، به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی (بسیج) کشته شد. وی همراه استاد دانشگاهش (‌رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسی‌هایش برای شرکت در تظاهرات اعتراضی به امیراباد رفته بود. وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت می‌کرده از جمع تظاهر کننده عقب می‌افتد که در این هنگام، یکی از ۲ لباس شخصی موتور سوار، قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار می‌دهد."

به این ترتیب ندا رفت. بهتش از مرگ را برای تماشاگران گذاشت و چشمان بازش را برای آنها که امروز می نویسند:مبادا در غیبت نداچشمان را ببندیم؛ و البته تکه ای از بدنش را برای آنان که "معلوم نبود آن را برای چه می خواستند!"

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 20:51 توسط .......aLonE boY......| |


Design By : Night Skin