dOnt LEAve mE
به او بگوئید دوستش دارم
چنان شوق رهايي داشت كه تنها يك لحظه غفلت كردم پر زد و رفت و چنان عشق آزادي داشت كه نه نگاه منتظرم را ديد و نه دلواپسي دلم را پر زد و رفت و چنان شوق آسمان داشت كه التهاب اسارت در شعاع رنگارنگش آب شد پر زد و رفت مي دانم كه ديگر نمي آيد اما… قفس زندگي ام پر است از جاي خالي پرواز … بي اعتنا و سبك اما پرنده پر زد و رفت …
نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت
23:43 توسط .......aLonE boY......| |
| Design By : Night Skin |

